|
صفحه نخست وبلاگ ورود به وبسايت دلسوخته انتقادات و پيشنهادات حمايت از بيماران کليوي
|
کاش هیچ وقت نمی گفتم
کاش هیچ وقت بهش نگفته بودم . خندم می گیره . چه خنده تلخی . . . وقتی نگفته بودم همیشه آرزو می کردم که می تونستم تو یک لحظه همه اونچه تو دلمه رو بهش بگم ، حالا که گفتم ، . . . ولی نه ؛ کاش نمی گفتم . کاش نمی گفتم . ای کاش نمی گفتم . می دونم که دیگه نمی تونم حتی یک کلمه بهش بگم ، حتی یک کلمه ؛ ولی انقدر تو دلم حرف دارم که اگه بخوام بگم شاید یه عمر طول بکشه ، یک عمر . می دونم که فراموش شدم . می دونم که دیگه براش هیچ معنی ندارم ، شاید از اول هم نداشتم ، می دونم . هیچ کس نمی تونه بفهمه که چقدر برام سخته . همیشه سعی می کنم تبسمی رو لبام باشه ، بخندم ، شاد باشم ؛ ولی هیچ کدوم اینا واقعی نیستند ، هیچ کدوم . خدایا این چه دردیه که درمانش ممکن نیست . بازم یه خنده تلخ . . . دیگه نمی دونم به چی باید فکر کنم ، به چی نباید فکر کنم. بی اختیار می خندم . اگه دیوونگی این طوری نیست پس چیه ؟ نمی دونم چقدر دیگه می تونم تحمل کنم . . . . . . . . delsookhteh.tk +نوشته شده توسط :دلسوخته | دل سوخته
دلم سوخت و نفهمید کسی دریای اشکم سرازیر شد و ندید کسی هق هق هر شبم را نشنید کسی . سکوت معنادارم را . نگاه های عجیبم را . افکار مغشوشم را . دلتنگی های ابدی ام را . حضور بی روحم را . . . نفهمید کسی شکستن دلم چه بی صدا بود شنیدنش کار هر کسی نبود شاید او هم نشنیدش . قلبم با وجود شکستنش هنوز برای او می تپد و او هرگز این را نمی داند .نمی داند . ستاره امیدم در لا به لای ظلمت بی انتهای شب گم می شود . دیگر چه امیدی ؟ امید به چه چیزی ؟ مرگ تدریجی . و این است سرنوشت مختوم تمام دلسوختگان این خاک . delsookhteh.tk +نوشته شده توسط :دلسوخته |
|
منوي عشق
خاك خورده ها | |||||