تبليغاتX
دلســوخـته



دلســــوخته

 صفحه نخست وبلاگ           ورود به وبسايت دلسوخته            انتقادات و پيشنهادات           حمايت از بيماران کلیوی

 

 

 

121

 

خیلی نا امیدم

خیلی داره بهم فشار می آد .

ذهنم داره متلاشی می شه . هیچ کس نمی تونه درکم کنه . احساس می کنم خیلی تنها شده ام .  احساس می کنم خیلی آسیب پذیر شده ام . خستگی زیادی حس می کنم .

. . .   

من همیشه  و هر لحظه ی زندگیم  به دنبال عشقی رمانتیک و آزاد بوده ام ، در چهاچوب های کاملا مشخص شده  که نتیجه ی خودآگاهی است نه چهاچوب هایی که جامعه تحمیل می کنه . همیشه سعی کرده ام بیشتر و بیشتر یاد بگیرم تا به چیزی که همیشه به دنبالش بوده ام -  به خوشبختی و عشقی واقعی و حقیقی -  برسم و کاملا مصمم هستم که یه روز بهش خواهم رسید ولی چه کسی می خواد برای رسیدن به اون نقطه با من همراه باشه ؟

دوست داشتم دید کاملا تازه ای به عشقمون داشته باشیم . دوست داشتم همه چیزمون و بزرگترین سرمایه مون عشقمون باشه . دوست داشتم هر اتفاقی هم که بیفته همیشه و در همه حال همدیگه رو داشته باشیم و کنار هم و برای هم بمونیم .

. . .

باید خودمو تسکین بدم . باید آرامشم رو به دست بیارم . باید دوباره انرژی تحلیل رفته ام رو به دست بیارم . نیاز به تمرکز دارم . تمرکز خیلی بالا .

باید با خودم خلوت کنم . دلم از همه چیز گرفته . خیلی نا امیدم .

 

 

+نوشته شده   توسط :دلسوخته | 


خاك خورده ها
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385






اين صفحه را صفحه خانگي خود کنيد

t shirts
Free Counters
t shirts




عضويت در خبرنامه





Powered by WebGozar







جستجو در وبلاگ







 طراح قالب
Delsookhte-Design