|
صفحه نخست وبلاگ ورود به وبسايت دلسوخته انتقادات و پيشنهادات حمايت از بيماران کلیوی
|
79
نمی خوام برای آتیش همه یه هیزم آماده بشم دیگه خسته شدم ، بس که چشمام خیس اشکه تا کی باید دل من آکنده از فضای غصه باشه ؟ دیگه تحمل این همه غم رو ندارم دیگه نمی تونم این طوری ادامه بدم دیگه بسه غم و اندوه عشق رو خوردن دیگه بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم وقتی غصه خوردن فایده ای نداره ، برای چی باید غصه خورد ؟ وقتی همه به فکر خودشون اند ، چطور باید غصه ی دیگرون رو خورد ؟ برای چی باید برای عشق های توخالی ساده مرد؟ نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمی خوام گناه بی عشقی گردنم بیفته نمی خوام دربه در پیچ و خم این جاده بشم نمی خوام برای آتیش همه یه هیزم آماده بشم نمی خوام یه موجود کم و خودخواه و مغرور بشم .................... همه خوب حرف می زنند ، اما کی واقعا خوبه بد و خوبش با شما ، ما که ته خط رسیدیم قربونت برم خدا ، چقدر رو زمین غریبی آره دنیا ، ما نخواستیم ، این همه چرخیدی و چرخوندی ، آخرش چی شد بگو اون بلیط شانس و اقبال ، آخرش قسمت کی شد ؟ همه درویش ، همه عارف ، پس جای عاشقان کجاست ؟ این همه طلسم بد ، پس جای خوش توکجاست ؟ .................... نمی خوام دربه در پیچ و خم این جاده بشم نمی خوام برای آتیش همه یه هیزم آماده بشم
+نوشته شده توسط :دلسوخته |
|
منوي عشق
خاك خورده ها | |||||